حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
26
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
خداوند در كنه ذات خود ، عشقى يا شوقى به آشكار شدن احساس مىكند ؛ كه حاصل اين اشتياق و عشق ، اسماى الهى است كه از قوه به فعل مىآيند . و خداوند با فيض نفس رحمانى ، اسماء را از غيب به بيرون هدايت مىكند . ذاتى كه صفت بگيرد ، تبديل به نام آن صفت مىشود و آن را اسماء گويند براى اينكه اسماء آشكار شوند ، به مظهر يا نمادى نياز دارند . هستى با همهء پديدههايش مظهر اسماء است . و اين مظاهر به مانند خود اسماء از ازل وجود داشتهاند . هر ذرهاى از جهان ، با نامى از نامهاى الهى ارتباط دارد . و هر اسمى ، جامع جميع حقايق اسماء ديگر هست . و هر پديدهاى از موجودات هستى ، خود يك نام الهى است و از آنجا كه هر نام الهى ، به ذاتى برمىگردد كه همه نامها را در خود دارد ، پس هر نامى بايد نمادى از همه نامها باشد . همچنانكه گفتيم صوفيان معتقدند كه آفرينش جهان ، با نفخ ( دم ) الهى آغاز شده است . خدا از راه اين نفخ كه همان نفس رحمانى است ، براى شناخته شدن ، به ايجاد هستى دست يازيد و خود را به شهود آشكارش به خلق شناساند . و آنچه به نام جهان مشاهده مىكنيم چيزى جز ظهور خداوند و تجلى در صورتهاى پديدهها نيست . و جهان با ظهور و تجلى او پابرجاست . با اين توضيح ، حال به بررسى انديشههاى حلاج پيرامون خداوند ، هستى و آفرينش كه جهانشناسى و جهانبينى عرفانى او را تشكيل مىدهند ، مىپردازيم : 1 . مفهوم خدا بينش خداشناسانهء او مبتنى بر همان انديشههايى است كه در متون اسلامى به كرّات آمده است . خدايى كه با چشم سر ديده نمىشود چون شىء نيست . آغاز و انجامى براى او متصوّر نيست ، چون بىزمان است ، جايگاهى ندارد ، چون بىمكان است . او يگانهء مطلق ، وجود بىتشخص ، صورتناپذير ، لمسناپذير ، نه اين است و نه آن ، آفرينشگر ، نگهدارنده ، چابكتر از هر انديشهاى است و زادهء كسى نيست . او فيضان مطلق است ، او ثبات جاودانه و فروغ ابدى است ، منشأ غايى همهء ارزشها ، نفس كلى جهان ، نقطهء ايستاى جهان متحرك ، شعلهگيرا و سرانجام نيروى مؤثر جهان كه پيوسته در كار آفرينش است :